مناجات با خدا ی مهربو ن. خدا جون سلام
یا ربِّ عزیزی
گفتم: تو بزرگی ونزدیکیت ونزدیکیت برا ی منِ کوچک، خیلی دورِ،تا اون موقع چیکا رکنم؟
قُلتَ: واتَّبع مَا یوحی*اِلیکَ وَاصبرحتی*یَحکُمَ اللهُ-
کارهایی که بهت گفتم انجام بده وصبر کن تا خدا خودش حکم کنه.(یونس 109)
گفتم: خیلی خونسردی، توخدایی وصبور، من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچیکه....
یه اشاره کنی تمومه.
قُلتَ: وَعسی*أ ن تُحبُّوا شَیئاً وَهوشَرٌّ لکُم- شاید
چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه.(بقره 216)
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلاً چه طور دلت میاد؟
قُلتَ إ نَّ الله َ بالنا س ِ لَرء وفٌ رحیم ٌ: گفتی خدا نسبت به همه مردم مهربونه.بقره 143
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23:56 توسط مرضیه شیرویه
|